تبلیغات
نوجوان (◡‿◡) - مینا

مینا

شنبه 18 اردیبهشت 1395 01:31 ب.ظ

نویسنده : melika. m
این اولی!
.
.
موقع اومدن دایی ام بهم گفت :
ملیکا برات یه کادو خریدم
بعد یه کارتون جلوم گرفت
در کارتون رو که باز کردم
.
.
.
.
دیدم یه جوجه مینای کوچولو موچولویه!
اینقدر خوشحال شدم که نگو!
آحه من تا حالا حتی یه جوجه رنگی نداشتم
این که میگم حتی یکی یعنی حتی یکی!
آخه مامانم از جوجه و غیره و غیره بدش میاد
میگه کثیف کاری داره!
در صورتی که کل خاندان در 2 سالگی
حداقل 10 تا جوجه رنگی ، 5 تا خرگوش که سه تاشون به قتل رسیدن
یه جوجه مرغ و یه جوجه خروس
و یه جفت مرغ عشق و کبک داشتن!!!!
و جالب این که همه ی نوه ها هیچکدوم از این ها رو پیش خودشون نگه نمی داشتن
همه خونه ی مامان بزرگ بیچاره ی من بوده!
باید تا به هفته بهش غذای مخصوص مینا با تخم مرغ آب پز و آب بدم
تازه آب رو هم باید با سرنگ بهش بدم!
فقط می ترسم وسط امتحانا حواسمو پرت کنه یا جیغ جیغ کنه
البته تا الان که بجه ی خوبی بوده
سعی می کنم لوسش نکنم!
7سالش که شد بفرستمش مدرسه
بعد کنکور بده ، درس بخونه ، واسه خودش کاره ای بشه
توی پیری هم عصای دست من بشه!!!


این شکلیه









دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 18 اردیبهشت 1395 01:46 ب.ظ